¸¸.•*´ روز های یک دانشجو ¸¸.•*´


طراحی سایت طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت
ثبت دامنه و هاست لینوکس
سریال پلیسی شرلوک هلمز
بیش از ۴۰ قسمت | دوبله فارسی
برای اولین بار |16DVD فقط 16500 تومان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

ای چه حالی میده کلاس بپیچونی و سه سوت خونه باشی !!

الان تو اون حاله ام !

+ تاریخ 18 اسفند 1388ساعت 1:24 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 2 نظر

ددی قاطی ٬ آنی قاطی ٬ مامی قاطی ٬ اجی قاطی ! 

من تمام قاطی !! 

اونا بد قاطی من خوب قاطی !! 

همیشه هر وقت اونا ناراحتن من باید اوج ِ شادی باشم !! 

شاس نمیزنم ؟!

+ تاریخ 15 اسفند 1388ساعت 10:04 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 1 نظر

دو تا فیلم دیدم -:  My name is KHAN و تخیلات دکتر پارناسوس 

باحال بودن یکی تروریستی بود و دیگری هم تحیلی .. 

بدک نبودن ٬ الان هر کی ندونه فک میکنه ازون فیلم صحنه دارای دبشه ! 

نه بابا ی فیلم تو عمرمون دیدیم که نه سانسور شده بود نه صحنه داشت !!

* امشب میرم مهمانی خونه دوست بابائی ! 

خوش میگذره شاید فردا هم میرم خرید ! کار دارم کلی !

+ تاریخ 14 اسفند 1388ساعت 4:38 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 5 نظر

 اتاقمان تکانیده شد تقریبا !! 

دلم نه هنوز ! 

موهایمان رِفرِش شد به حالت قِرُ فِر !! 

به عبارتی برای شروع بهـــ ـار لحظه شماری مینمائیم !! 

۱۵ روز مانده به تازه شدن ! 

سعی میکنیم تازه تر شویم !!

+ تاریخ 14 اسفند 1388ساعت 00:44 AM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 0 نظر

 دلم برای خودم تنگ میشود گاهی . .  

* ذهنم مشغوله . . نمیدونم چرا به سوالام نمیتونم جوابی بدم !

+ تاریخ 13 اسفند 1388ساعت 5:01 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 4 نظر

هر هر میخندی ؟! 

از ته سالن منُ نگاه میکنی میخندی ؟! 

خوب مرده شور ِ اون ریخت ُ ترکیبتو ببرن بی مزه ! 

آدم ندیدی ؟! 

 

* نمیدونم چه حالی دارم . . . کاش به نتیجه برسم که کیم و کجام !

+ تاریخ 11 اسفند 1388ساعت 10:29 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 3 نظر

ی دوست علمی داشته باشی با ی رابطه ی علمی 

که هر کمکی بخوای توی درسِت آماده باشه خیلی خوبه ! 

* چه حالی میده بیای خونه ببینی اتاقت داره بررررررررررررررق میزنه !! خستگی از تنت در میره  

* دلم شدیدا برای زبان تنگ شده بود !!

+ تاریخ 11 اسفند 1388ساعت 6:24 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 0 نظر

مردم چه قشنگ واحد آمارگیری شونو پاس میکنن ؟! 

عجب !!!!

+ تاریخ 10 اسفند 1388ساعت 9:41 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 4 نظر

فوضول که هستی  

علم غیب که داری 

شیطونی که میکنی !! 

آخه من تورو کجای دلم بزارم ؟!  

*بابا ی جا تائیدت کرد ی جا ردت کرد ! برو حالشو ببر !

یکشنبه -: کلاس تفسیر نهج البلاغه ! باورنکردنی ! ۵۰۷۴۵

+ تاریخ 9 اسفند 1388ساعت 8:58 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 3 نظر

 

این روزا خسته م ! 

این روزا حس ُ حال نوشتن َم از بین رفته 

این روزا اشکی پُشته چشامه . . . 

بغضی توی گلومه ! 

این روزا با استرس می گذره !
با ناراحتی ! 

از چی ؟! 

نمیدونم اما بغض دارم ! 

دلم می لرزه ! 

خودم از حال خودم خبر ندارم ! 

میدونم حال نوشتن ندارم 

نوشته هام بوی مرگ میده ! 

انگار نیستم ! 

انگار نه انگار که منم وجود دارم ! 

به خودم نمی رسم ! 

فقط دارم نفس میکشم که بگم هستم ! 

و صدای نفس َ م میاد و من می باشم ! 

دلم نگرانه ! 

چرا ؟! 

 

* 

شب وصلست و طی شد نامه ی هجر 

سلام فیه حتی مطلع الفجر 

دلا در عاشقی ثابت قدم باش  

که در ان ره نباشـــد کار بی اجر   

+ تاریخ 7 اسفند 1388ساعت 8:25 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 1 نظر

 

دیشب بله برون علی پسر عمو خان بود که بلاخره از دست این پسر ترشیده ی فامیل خلاص شدیم !! 

 

منم رفتم خونه عزیز با نسیم بودیم ُ انتخاب رشته ی داشنگاه داشت کمکش کردم ! 

کلی گفتیم ُ خندیدیم ! 

عمو هم کلی بنده رو سر کار گذاشته بود !! ضایع شدیم  

 

البته اینم بگم که مُردم رسید خونه ُ با کلی بدبختی رفتم خونه عزیز ! 

 

ی استاد داریم حقوق بین الملل الف ! وای خیلی نازه ! 

اروم خوش خنده و ملیح عاشقش شدم دیگه اینجوری  

 

واقعا نمیدونید سنگسار ثریا م چیه جریانش ؟!  

 

+ تاریخ 7 اسفند 1388ساعت 4:25 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 4 نظر

 

همایش نقد فیلم سنگساز ثریا م بود  

نتونستم برم اما بچه ها میگفتن جالب بوده 

گفتن اگه بچه ها بخوان یونی فیلم رو برامون میزاره !! 

ذوق کردیم  

روز بدی نبود قهوه چسبید ! 

 

* ای کاش میشد از ذهنم عکس برداری میکردم ۵۰۷۴۵ 

 

+ تاریخ 4 اسفند 1388ساعت 10:25 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 9 نظر

 

خیلی خستم  

این دوروز تمام سیستم زندگیم ریخته بهم ! 

از طرفی پا درد اشکمو دراورده ! رگای بدنم بدجور گرفته ! 

از طرفی هم انتخاب واحدم خیلی داغونه و هیچ جوره نمیتونم مشکلاتم و حل کنم ! 

استادای جدید ُ هر کسی ی چیزی بگه ُ 

دارم دیوونه میشم امروز رفتیم سر کلاس دکتر امینی ! 

گفت بهتون واحد بدم میندازمتون ها ؟!!!! اگرم امروز نیاید حذفید ! 

رفتیم . . . نمیدونم من که بدم نیومد اما نصی ۱ نمره منفی گرفت ! 

میگه نمیام از طرفی ی سری میگن خوبه استاده ! 

نمیدونم واقعا چی کار میتونم بکنم ! 

خیلی خیلی خستم ! 

از طرفیم انی ادا در میاره ! 

حوصله هیچی ندارم ! از خودمم بیزارم ! 

احوالات من تو این چند روز  

+ تاریخ 3 اسفند 1388ساعت 8:49 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 5 نظر

 

من برگشتم . .  

 

با خستگی فراوان ! 

 

+ تاریخ 17 بهمن 1388ساعت 9:31 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 19 نظر

 

سام . .  

 

دارم بارو بندیلم و میبندم که برم سفر . .  

سفر عشق . . . 

دارم میزنم به صحرا . . .  

به کوه . . . دشت !
جائی که وقتی اراده ی رفتن میکنی . . 

باید قید حتی جونتم بزنی ! 

شاید دیگه برگشتی وجود نداشته باشه ! 

شاید دیگه نباشی . .  

چه قشنگه که اگه قراره بری ؟!
توی اون خاک بری و دیگه بر نگردی ! 

چه قشنگه اگه قراره آسمون رو به چشات نبینی . .  

آسمون کربلا رو به چشات دیده باشی ُ همونجا چشاتو ببندی ! 

ی روزی بهم گفتن تو نیاز به این سفر نداری ؟! 

دلم خیلی گرفت . . مگه میشه آدمی نیاز به تاریخ نداشته باشه ! 

به خدا . . دیدن ظلم و ستم قشنگ نیس اما شاید درس گرفتنش قشنگ باشه  

که اگه ی روزی روی زمین زیر ِ همین آسمون ظلمی در حق فرزند آدم شد !! 

تو ظلم نکن ! تو خوب باش ُ خوبی رو رواج بده ! 

از الآن تصمیم نمیگیرم که برگشتم آدم نمیشم یا میشم ! 

اما سعی میکنم ~> 

 

خوب ببینم ! تمام لحظه های بی کسی ادمای گذشته رو 

خوب بشنوم تمام زجه ها و گریه ها رو  

سعی میکنم بفهمم عاشورا چی بود ُ چی شد ؟! 

کربلا کجا بود ُ چی شد ؟! 

خدا کجاست ُ نیست ! 

سعی میکنم ببینم بشنوم . . . و شایدم بنویسم ! 

دلم میخواد سبک بشم ! 

دلم میخواد پرواز کنم ! آروم بشم ! 

این روزا خبرای خوشی از عراق به گوش نمیرسه ! 

هر کی میشنوه میگه نرو . .  

اما دست ِ خودم نیست ! 

زمان ِ ترس هم نیست ! 

روحم رفته !! دارم میرم بیارمش !  

احتمال زیاد اربعین هم اونجا هستم ! 

 

اومدم برای خداحافظی ! خوبی بدی ؟!!! حلالم کنید !

 

دعاگوی همگی شما ~> بانو تمشکی  

 

+ تاریخ 7 بهمن 1388ساعت 10:30 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 28 نظر

 

امتحانای کوفتی تموم شد ! 

برنامه ی ترم جدید میچینیم ! 

هرچی استاد آسونه میخوام بردارم ! 

معدلم رو کیلومتری بکشم بالا !
این ترم ی کم درگیری زیاد دارم نمیتونم درست حسابی درس بخونم بنابراین  

واحدای آسون با استادای آسون بر میدارم ! 

فعلا که ی چیزائی چیدم . . .  

منتظر کمک آنی هستم که شب یاری رسانی میکنه ! 

اونقده خوفه ! 

میخوام بین اون چند تا درس آسون . . . درس خفن بردارم ! 

مثل نوسازی و دگرگونی سیاسی ! استادش خیلی باحاله ! 

دلم خیلی میخواد تئوری های انقلاب هم بردارم اما از امتحانش می ترسم استاد خیلی خیلی خیلی خفنی ه ! که خیلی بارش میشه ! 

بعد ؟! نمیدونم فقط اومدم وراجی کنم ! 

 

* از دوستان عزیزم هم عذر میخوام که چند وقتیه نیستم و سری نمی زنم ! 

  

+ تاریخ 4 بهمن 1388ساعت 9:38 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 13 نظر

امتحان دادم عین مُردنی ها اومدم بیرون !  

انقدی خستم ! بدنمم درد میکنه ٬ شبم دیر خوابیدم صبحم زود بیدار شدم 

خستــــــــم دیگـــــــه گیر میدیااااااا <~ مدل پریائی بود  

گند زدم به هر چی امتحانه . . . فقط قبول میشه اگه خدا بخواد ! 

نظری هم ندارم ! اصرار نکنید ! 

 

با آنی حرف زدم و ناراحتم ! 

شاید گاهی وقتا خودمم نمیدونم توی زندگیم چی میخوام  

از خودم خانواده و . . . !!! 

به هر حال منم خدائی دارم که شاهد تموم لحظه هامه !  

 

* سیاست رو هم بدم تمومه ٬‌شنبه .. 

شاید فردا برم کتابخونه مهمان داریم ! 

 

* بارون اومد . . . چقدر دوست داشتنی بود ! 

دلم بی نهایت برف میخواد ! 

کرج هواش بی نهایت معرکه بود !  

+ تاریخ 1 بهمن 1388ساعت 7:48 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 8 نظر

 

از امتحان بر میگردم . . .  

دیشب با اینکه مهمان داشتیم . . . و درس نخوندم . . .  

تا ۲ بیدار موندم و جزوه رو خوندم . . . صبحم خواب موندم ! 

رفتم سر جلسه . . . خوب بود . . . باورم نمیشه . . . ۳ روز جنون واسه این سوالا ؟! 

واقعا که . . . فردا ۲ تا امتحان دارم ۵ واحد !!
امیدوارم ی چیزی بشه !! 

خوب !!!!!!!! 

 

واکسن زدم واسه سفر !! مگه نگفتم ؟! 

بازم اسمم درومده کربلا !!
ثبت نام کردم واسه ی بین دو ترمم !
حالا هم باید کارامو انجام بدم ! 

 

جیگرتونو ! بوس 

 

+ تاریخ 30 دی 1388ساعت 1:23 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 5 نظر

 

یکی از نمره هام اومد ! ۱۵.۵ » روش تحقیق

 

حقوق اداری هم میوفتم !! 

 

اشکی پشت چشامه که دیوونم میکنه !! 

 اونقدر خستم !! که حد نداره ! 

از شانس که امتحانای سخت دارم مهمان هم داریم تو این چند روز  

کلا شانس ندارم ! 

برام خیلی دعا کنید ! واحدام این ترم شدیدا سنگین ه ! 

همش به خودم لعنت میفرستم با این انتخاب واحدم !  

 

+ تاریخ 29 دی 1388ساعت 4:23 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 5 نظر

 

 

هیچ حسی جز اینکه دونه دونه امتحاناتم رو دارم م ی ر ی ن م ندارم !   

 

+ تاریخ 27 دی 1388ساعت 2:44 PM نویسنده •*..*• بانو تمشکی •*..*• | 11 نظر

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>