دیشب بله برون علی پسر عمو خان بود که بلاخره از دست این پسر ترشیده ی فامیل خلاص شدیم !! 
منم رفتم خونه عزیز با نسیم بودیم ُ انتخاب رشته ی داشنگاه داشت کمکش کردم !
کلی گفتیم ُ خندیدیم !
عمو هم کلی بنده رو سر کار گذاشته بود !! ضایع شدیم
البته اینم بگم که مُردم رسید خونه ُ با کلی بدبختی رفتم خونه عزیز !
ی استاد داریم حقوق بین الملل الف ! وای خیلی نازه !
اروم خوش خنده و ملیح عاشقش شدم دیگه اینجوری
واقعا نمیدونید سنگسار ثریا م چیه جریانش ؟!
7 اسفند 1388 ساعت 4:25 PM


