طرح های توجیهی اقتصادی طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
همین حالا شروع کنید
طرح های توجیهی اقتصادی
مشاغل پردرآمد
همین حالا شروع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

سال نو ٬ ۱۳۸۹ مبارک   

28 اسفند 1388 ساعت 10:03 PM

  

آخرین پُست ِ ۸۸ ! 

۸۸ عین خودش قشنگ بود ! پر از تجربه ٬ مهربونی ٬ حس های قشنگ ٬ رابطه های لطیف ٬ گرم و پُر آرزو بود ! با خیلی بچه ها دوست شدم ٬ با اخلاقاشون آشنا شدم ! هر کدوم ی چیزائی بهم یاد دادن ! درس های جدید ُ جالبی رو هم از زندگی هم از یونی گرفتم  دوستای خوبی مثل نصی ٬ شیوا ٬ آیلین ٬ زینب ٬ پریا و خیلی های دیگه ! امسال ی سال خاص بود ! خدا ی جور دیگه بهم توجه کرد ! دست ِ خدا رو توی تک تک روز مره م حس میکردم ! که مثه ی تکیه گاه همراهم بود ُ پشتیبانی م میکرد !  روزهائی که گذروندم پُر از سعادت ُ خوشبختی بود . . ناراحتی هائی هم داشت که شاید . . ! رمزم عوض شد بعد از ۲ سال و شد ۵۰۷۴۵ تک تک این رقم ها رو دوست داشتم و چیدم کنار هم ُ شدن بهترین رمز من ! رمزی که ؟! خوب بود ! خسنگی توی امسالم خیلی زیاد بود چون با استرس فراوون شروع شده بود ! امسال تمام اونهائی که به من چشم داشتند ازدواج کردند که این خبر ها بهترین خبرهای عمرم بود !حالا روزائی دارم پُر مهربونی با بابا و مامان که اصلا دوست ندارم با هیچی توی دنیا عوضشون کنم !! 

آرزوهای ۸۹ ی من -: ا د ٬ گ ی ٬ ل پ ٬ بهتر شدن درسم ! بیشتر درس خوندنم موفقیتم به عبارتی ! هوشم بیشتر بشه ٬ از گیج بودن در بیام ُ خیلی چیز های دیگه که باید جاشون نقطه بگذارم . . .  حالا هم دارم میرم ! آخر ۸۸ َم رو دارم با مسافرت به اتمام می رسونم !  

آرزوهام برای خواننده های خونه ی تمشکی م -: آرزوم سلامتی برای شماس ! شاید روزهائی شمارو اذیت کردم و نیومدم پیشتون ! عذر میخوام . . شاید خیلی از شماهائی که دست نوشت هام رو میخونین نشناسم !! اما آرزوم برای تو اینه که سلامت باشی ! معنی درست زندگی رو بچشی در آرامش ِ کامل‌ ! و به آرزوهای قشنگ برسی !

پس تایکی دوروز بعد از سال تحویل خدانگهدارتون

28 اسفند 1388 ساعت 9:14 PM

+ من با صدای تو می میرم ، این را با صدای بلند ،فراموش کن

28 اسفند 1388 ساعت 7:30 PM

موارد لازم -: 

کلاه مورد علاقه ! مچ بند ! ساعت ! دوچرخه ! روسری زاپاس 

عاشق این هوا و دوچرخه سواریشم ! 

م م م م م م م م ا ا ا ا چ چ چ چ چ چ چ !

28 اسفند 1388 ساعت 01:20 AM

زنگ زده میگه رفتم کفش خریدم . . . سک سی !!

من موندم این چیه که صکصی ه !!

میگه من عاشق اینم که رامین مست باشه ُ دو تا مستتتتتتتتتت !!
بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه میشه !!

27 اسفند 1388 ساعت 5:52 PM

قربون ِ استاد ِ سیاست تطبیقی م برم که شانس آوردم وگرنه منو از پنچره پرت می کرد پائین ! 

قربون ِ باباجونم برم که انقدر به فکر منه ! 

قربون ِ آنی ِ خودم برم که دیوونم میکنه !! 

قربونه ِ باباجونم (بابابزرگ) که با آلزایمرش خستگی همرو از تن به در کرده ! 

قربون ِ خونه ی آبیم برم که باید تا یک ماه ِ دیگه ترکش کنم ! 

قربون ِ ؟! خودمم برم دیگه !! <~ خود تحویل گیری !! 

 

~> هر کی دوست داشت از طرف من دعوت !!

27 اسفند 1388 ساعت 01:38 AM

یعنی این ایرانیا به خودشونم رحم ندارن ! 

اون چیزی که خودشون به وجود میارن قبول ندارن ! 

فیلمای دست ساز خودشونم سانسور میکنن ! 

آخه تا کی ؟! 

فیلم هالیوودی که سانسور ٬ ایرانی که سانسور ٬ عربی که سانسور !  

کلا ترجمه هاشونم ایسلامیک و موضوع فیلم رو بر میگردونن ! 

هیچی زبون اصلی نمیشه !

26 اسفند 1388 ساعت 10:07 PM

کلا رقصت بهم حال میده ! 

عاشق اینجور رقصیدنم ! 

هی فیلمتو میزارم ُ نگاه میکنم ُ هی حال میکنم ! 

کلا ی حس ِ عجیبه دیگه . . .

26 اسفند 1388 ساعت 6:33 PM

امروز اصن ی جوریه !! نیست ؟ 

نکنه آخر ِ ساله دلگیر میزنه ؟! 

هیچ چیزیم حالم و عوض نمیکنه !! 

البته شاید بیوکلز بتونه حالمو عوض کنه

26 اسفند 1388 ساعت 5:01 PM

همه جا . . ؟! تو یونی ٬ خیابون ٬ بیابون . . .

سوسن خانوم ! 

چه حالی دادن به این سوسن خانوم !! شانس ُ ببین ؟!

 * سعی میکنم مثل خودت اهمیت ندم ! شاید بشه !

26 اسفند 1388 ساعت 00:00 AM

بچه هم بچه های قدیم ! 

تو هر سوراخی باید دست کنن !! 

بهش َم میگی مگه مرض داری بچه میگه آره تازه فوضولم هستم 

25 اسفند 1388 ساعت 9:15 PM
   1      2      3      4    >>