امتحان دادم عین مُردنی ها اومدم بیرون !
انقدی خستم ! بدنمم درد میکنه ٬ شبم دیر خوابیدم صبحم زود بیدار شدم
خستــــــــم دیگـــــــه گیر میدیااااااا <~ مدل پریائی بود
گند زدم به هر چی امتحانه . . . فقط قبول میشه اگه خدا بخواد !
نظری هم ندارم ! اصرار نکنید !
با آنی حرف زدم و ناراحتم !
شاید گاهی وقتا خودمم نمیدونم توی زندگیم چی میخوام
از خودم خانواده و . . . !!!
به هر حال منم خدائی دارم که شاهد تموم لحظه هامه !
* سیاست رو هم بدم تمومه ٬شنبه ..
شاید فردا برم کتابخونه مهمان داریم !
* بارون اومد . . . چقدر دوست داشتنی بود !
دلم بی نهایت برف میخواد !
کرج هواش بی نهایت معرکه بود !
1 بهمن 1388 ساعت 7:48 PM


