طرح های توجیهی اقتصادی طرح های توجیهی اقتصادی
اطلاعات مشاغل پردرآمد
در تابستان شروع کنید
هواپیمای مدل بسازید !
آموزش ساخت هواپیمای مدل
به زبان فارسی - گلایدر و رادیوکنترل
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

 

بغضیم ! 

خیلی خسته م !
خیلی ! 

هیچ چیزی همدردیم نمیکنه !

25 بهمن 1388 ساعت 1:29 PM

 

من برگشتم . .  

 

با خستگی فراوان ! 

 

17 بهمن 1388 ساعت 9:31 PM

 

سام . .  

 

دارم بارو بندیلم و میبندم که برم سفر . .  

سفر عشق . . . 

دارم میزنم به صحرا . . .  

به کوه . . . دشت !
جائی که وقتی اراده ی رفتن میکنی . . 

باید قید حتی جونتم بزنی ! 

شاید دیگه برگشتی وجود نداشته باشه ! 

شاید دیگه نباشی . .  

چه قشنگه که اگه قراره بری ؟!
توی اون خاک بری و دیگه بر نگردی ! 

چه قشنگه اگه قراره آسمون رو به چشات نبینی . .  

آسمون کربلا رو به چشات دیده باشی ُ همونجا چشاتو ببندی ! 

ی روزی بهم گفتن تو نیاز به این سفر نداری ؟! 

دلم خیلی گرفت . . مگه میشه آدمی نیاز به تاریخ نداشته باشه ! 

به خدا . . دیدن ظلم و ستم قشنگ نیس اما شاید درس گرفتنش قشنگ باشه  

که اگه ی روزی روی زمین زیر ِ همین آسمون ظلمی در حق فرزند آدم شد !! 

تو ظلم نکن ! تو خوب باش ُ خوبی رو رواج بده ! 

از الآن تصمیم نمیگیرم که برگشتم آدم نمیشم یا میشم ! 

اما سعی میکنم ~> 

 

خوب ببینم ! تمام لحظه های بی کسی ادمای گذشته رو 

خوب بشنوم تمام زجه ها و گریه ها رو  

سعی میکنم بفهمم عاشورا چی بود ُ چی شد ؟! 

کربلا کجا بود ُ چی شد ؟! 

خدا کجاست ُ نیست ! 

سعی میکنم ببینم بشنوم . . . و شایدم بنویسم ! 

دلم میخواد سبک بشم ! 

دلم میخواد پرواز کنم ! آروم بشم ! 

این روزا خبرای خوشی از عراق به گوش نمیرسه ! 

هر کی میشنوه میگه نرو . .  

اما دست ِ خودم نیست ! 

زمان ِ ترس هم نیست ! 

روحم رفته !! دارم میرم بیارمش !  

احتمال زیاد اربعین هم اونجا هستم ! 

 

اومدم برای خداحافظی ! خوبی بدی ؟!!! حلالم کنید !

 

دعاگوی همگی شما ~> بانو تمشکی  

 

7 بهمن 1388 ساعت 10:30 PM

 

امتحانای کوفتی تموم شد ! 

برنامه ی ترم جدید میچینیم ! 

هرچی استاد آسونه میخوام بردارم ! 

معدلم رو کیلومتری بکشم بالا !
این ترم ی کم درگیری زیاد دارم نمیتونم درست حسابی درس بخونم بنابراین  

واحدای آسون با استادای آسون بر میدارم ! 

فعلا که ی چیزائی چیدم . . .  

منتظر کمک آنی هستم که شب یاری رسانی میکنه ! 

اونقده خوفه ! 

میخوام بین اون چند تا درس آسون . . . درس خفن بردارم ! 

مثل نوسازی و دگرگونی سیاسی ! استادش خیلی باحاله ! 

دلم خیلی میخواد تئوری های انقلاب هم بردارم اما از امتحانش می ترسم استاد خیلی خیلی خیلی خفنی ه ! که خیلی بارش میشه ! 

بعد ؟! نمیدونم فقط اومدم وراجی کنم ! 

 

* از دوستان عزیزم هم عذر میخوام که چند وقتیه نیستم و سری نمی زنم ! 

  

4 بهمن 1388 ساعت 9:38 PM

امتحان دادم عین مُردنی ها اومدم بیرون !  

انقدی خستم ! بدنمم درد میکنه ٬ شبم دیر خوابیدم صبحم زود بیدار شدم 

خستــــــــم دیگـــــــه گیر میدیااااااا <~ مدل پریائی بود  

گند زدم به هر چی امتحانه . . . فقط قبول میشه اگه خدا بخواد ! 

نظری هم ندارم ! اصرار نکنید ! 

 

با آنی حرف زدم و ناراحتم ! 

شاید گاهی وقتا خودمم نمیدونم توی زندگیم چی میخوام  

از خودم خانواده و . . . !!! 

به هر حال منم خدائی دارم که شاهد تموم لحظه هامه !  

 

* سیاست رو هم بدم تمومه ٬‌شنبه .. 

شاید فردا برم کتابخونه مهمان داریم ! 

 

* بارون اومد . . . چقدر دوست داشتنی بود ! 

دلم بی نهایت برف میخواد ! 

کرج هواش بی نهایت معرکه بود !  

1 بهمن 1388 ساعت 7:48 PM