چقدر بده که حرفی تو گلوت بمونه . .
نه ازین بابت که کسی نباشه ها . .
ازون بابت که کسی که بوده و بهش میگفتی دیگه نیست و نمیتونه باشه و . .
هزار تا کوفت و زهر مار دیگه . .
گریه نمیکنم که ریا نشه . . چقدر خَرم من !
چقدر بده ادم حالش بد باشه و درودیوار فقط نگات کنن !
خوابم میاد اما نمیخوابم . .
واسه همینه بهونه گیر شدم . .
خواب امشب با خوابای همیشه خیلی فرق داره . .
آسمون رو ندارم . .
میدونی چقدر فداکاری زجر اوره ؟!
هیچ کس نمیدونه . . چون ادمای این دنیا فداکاری نمیکنن که بفهمن
طعم فداکاری چقدر تلخ ِ 
زجر ِ درد ِ غم ِ و هر چی زشتی و بدی توی دنیاس مال توء بعد این آقایون که کلاه روی سرشون دارن میگن سواب . . عشقم می کشه این شکلی بنویسم . .
ازین سوابا دیگه . . نه از اون ثوابا ! یا ازیناش (صواب)
آخه بدبختی جنبه شو هم نداریم . . گفتم اولش سخته ها . .
اما سیستم بدنیم و رگ چشمام قبول نمی کنن که نمی کنن !
یاد ی چیزائی میوفته ادم . . بعد ی اهنگائی شروع که خوندن میکنن مثه
گل ِ ناز فریدون . . این رگ ِ میگیره و ول نمیکنه . . لعنتی تا شُر شُر نریزه پائین دست بر دار نیست !
اصن حال ادمو از هر چی آدمه بهم می زنه . .
سعی میکنیم بخوابیم . . با دلی رنجور و شکسته !
+ اگر خرده ای باشه دیگه این حرفامم اینجا نمیگم !
گورمو گم میکنم ی گورستون دیگه که کلاغم پر نمیزنه


